آموزش 504 با تصویر – لغت روز : vacant

آموزش تصویری زبان 504 - Vacant

آموزش تصویری زبان 504 – Vacant

 

 

لغت 504 این درس :

vacant

 

خالی ، اشغال نشده ، بی متصدی، بلاتصدی ، بیکار.

خالى ،اشغال نشده ،بى متصدى ،بلاتصدى ،بیکار

vacant (EMPTY) /ˈveɪ.kənt/
adjective
1 not filled or occupied; available to be used:
The hospital has no vacant beds.

2 A vacant job is one that no one is doing and is therefore available for someone new to do:
When the post fell (= became) vacant, Dennis Bass was appointed to fill it.

vacant (NOT INTERESTED) /ˈveɪ.kənt/
adjective
showing no interest or activity:
She had a vacant look/expression on her face.

/vā´kǝnt/
adj.
● تهی،خالی،ونگ،تهیک
a vacant room
اتاق خالی
a vacant seat in a bus
صندلی خالی در اتوبوس
a vacant position in his company
یک پست خالی در شرکت او
vacant land
زمین خالی (بایر)
● فارغ،(وقت) آزاد
vacant hours
اوقات فراغت
● گنگ،بی‌بیان،بدون حالت،بی‌خیال،منگ
she sat on the chair with a vacant look on her face
با چهره‌ای بی‌حالت روی صندلی نشست.
hungry children vacantly staring out of the window
کودکان گرسنه که با حالت منگ از پنجره به خارج خیره شده بودند
● ابله،بی‌خرد،تهی‌مغز
● (حقوق – ارث یا ملک و غیره) بی‌مدعی،متروکه

 

منابع :

آریان پور

Cambridge Advanced Learner’s Dictionary

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× هفت = 35

امتیاز دهید:
به این صفحه

به این سایت